داستان دو شهر
داستان دو شهر اشاره به پاریس و لندن داره و زمانش قبل و حین انقلاب فرانسه هستش . چارلز دارنی یکی از اشراف فرانسوی هست که کلا از شیوه زندگی اشرافی و فساد این طبقه ناراضی هست کشورش را ترک می کنه و وار انگلیس می شه و با لوسی ازدواج می کنه . در زمان انقلاب فرانسه اونا…
الیور تویست
داستان اولیور تویست را که حتما همه می دونن . کارتونش و فیلمش را توی کودکیمون زیاد دیدیم . پسر بچه که توی نوان خانه بزرگ می شه و اون قدر بهش ظلم می شه که از اون شهر فرار می کنه و راهی لندن می شه و اونجا به دست یک یهودی می افته که تیمی از بچه های دزد و ولگرد را اداره…
شرق بهشت
انتشارات مجید
شرق بهشت یک رمان طولانی از داستان دو نسل از خانواده هاست . یک داستان اجتماعی که محوریتش هم دو خانواده اصلی هستند . یکی مردی نیک منش و مخترع که زمینی خشک و بی و آب علف دارد با تعداد زیادی فرزند که هر کدام سرنوشتی دارند و دیگری که در حقیقت موضوع اصلی…
زن تسخیر شده
قسمت های زیبایی از کتاب
شاید آن ازدواج کردن و زندگی شاد همیشگی ، بدترین سرنوشت ممکن باشد .
جهان واقها رضایت بخش نیست و فقط یک احمق می تواند با این نظر مخالفت کند . …..
دونالد بارتلمی
شیوا مقانلو
انتشارات مرکز
بعضی از دوستان مان کلبی را تهدید کرده…
لیلی،نام تمام دختران زمین است
این کتاب نوشته ی خانم شیوا عرفان نظر آهاری هستش . نوشته هاش زمینه ی عرفانی و عاشقانه دارن و قلمی که داره کاملا متفاوت و گیراست …
پدر و دختر
میگویند پدرها دخترهایشان را خیلی دوست دارند. میگویند دخترها هم پدرانشان را خیلی دوست دارند. این گفتهها در طول زندگی بشر دستمایه قصهها و داستانهای زیادی شده است.
این قصهها گاهی شفاهی بوده و مادرها و پدرها آنها را برای بچهها یا نوههایشان تعریف…
پسران زرهپوش
پسران زرهپوش داستان چند پسر بچه است پسرهایی که مانند پسرهای دیگر کمی شیطان هستند!آنها در یک دهکده زندگی میکنند و با وسایلی که مردم نمیخواسته و دور انداختهاند، برای خودشان یک قلعه درست کردهاند؛ یک قلعه جنگی، قلعهای در حد و قواره پسر بچههای شیطان…
مسخ
معرفی کتاب:
مسخ
اثر: فرانتس کافکا
ترجمه: صادق هدایت
“مسخ” تنها رمان و مشهورترین اثر فرانتس کافکا است که در پائیز ۱۹۱۲ نوشته شده و در اکتبر ۱۹۱۵ به چاپ رسیده است. ولادیمیر ناباکوف در مورد این داستان گفته است: «اگر کسی ‘مسخ’ کافکا را چیزی بیش از یک خیال…
کتاب درختیکه حرف میزد
«روزی بود و روزگاری. تابستان بود و هوا آفتابی. پرندگان روی درختها میخواندند و قورباغهها با صدای بلند از توی مرداب غورغور میکردند.
قباد و بهمن سوار اسبهایشان بودند و از شهر خودشان به شهر دیگری میرفتند. خیلی آرام اسبهایشان را میراندند و با همدیگر…
آفتاب در حجاب
نام کتاب: آفتاب در حجاب
نویسنده: سیدمهدی شجاعی
ناشر: نیستان
شاید بتوان همیشه از آفتاب گفت. از آفتاب گفتن کار سختی نیست. اما اینکه بخواهی آفتاب را به تعریف بنشینی حتما کار سختی خواهد بود. آن هم نه آفتابی که در آسمان است! آفتاب آسمان همه چیزش عیان است. شاید به تعبیری…
مطالب پیشین
پست های محبوب